ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
285
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
نمىبيند چه ناسپاسى بزرگى كرده است . ( 1200 - 1191 ) فرموده است : متوحّد إذ لا سكن . . . تا لفقده مقصود امام ( ع ) از عبارت فوق توصيف حق تعالى به يگانگى ووحدانيّت است وعبارت « إذ لا سكن » را براي اشارهء به اين حقيقت آورده است كه يگانگى أو به وحدانيّت ذاتي است نه مثل تنهايى افراد كه به اعتبار نداشتن همنشين به آنها تنها گفته مىشود يا چنان كه مفهوم متعارف از تنها ماندن بعضي مردم همين است كه ذكر شد ، زيرا افراد عادتا با يكديگر مشاورت وگفتگو دارند . جدا شدن يكى از حيوانات از ديگران را تنهايى مىنامند . أنيس وهمدم كسى است كه به وجود أو آرامش حاصل مىشود وبه نبودن أو وحشت به وجود مىآيد . همدمى وتنفّر به وسيلهء ميل طبيعي نسبت به أشياء معنى پيدا مىكند واز خصوصيّات مزاج حيواني هستند . چون خداوند متعال از جسمانيّت ومزاج داشتن پاك است لزوما از انس ووحشت مبرّاست . بنا بر اين منفرد است به وحدانيّت مطلق نه در قياس عقلانى اين انفراد يا أشياء ديگر . قيود سه گانه ( فاعل ، بصير ، متوحّد ) كه در سه فصل گذشتهء كلام امام ( ع ) آمده است براي توجّه دادن به عظمت خداوند تعالى است ، چنان كه در شرح جملهء « لا بمقارنه ولا بمزائله » توضيح داديم وخلاصهء آن اين است كه أذهان بشر به اين معنى توجّه دارد كه فاعل نيازمند ابزار وبينا نيازمند چشم است وشخص تنها نيازمند أنيس همتاى خود مىباشد ، تا از وحشت رها شود وچون ذات خداوند سبحان از همهء اين أمور منزّه وپاك است امام ( ع ) براي از ميان بردن اين توهّم وبىاعتبار دانستن اين پندار خردها را با بيان اين قيود سه گانه متنبّه كرده وبه حقيقت امر توجه داده است .